دانلود سخنرانی دکتر عبدالواحد محمد صالح به زبان کوردی (خوشه ویستی)
زبان : کوردی
بحث : خوشه ویستی - روژی والنتاین - خوشه ویستی نه وان کورو کچ
دوستی
تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور شدم
به بروجرد بروم… هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم… وسط
پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم……. به سمت
راست گرفتم ، موتوری هم به راست پیچید… چپ، موتوری هم چپ… خلاصه موتوری
لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی موتور پرت شد تو رودخونه…
وحشت زده و ترسیده، ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم پایین ببینم چه
بر سرش اومد ، دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده… با محاسبات ساده
پزشکی، با خودم گفتم حتما زنده نمونده …
مایوس و
ناراحت،
دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم… در همین
حال زیر چشمی هم نیگاش میکردم،… باحیرت دیدم
چشماش
را باز کرد … گفتم این حقیقت نداره…
رو کردم بهش و گفتم سالمی…؟ با عصبانیت گفت: ” په چونه مثل یابو
رانندگی موکونی…؟ ” با خودم گفتم این دلنشین ترین فحشی بود که شنیده
بودم… گفتم آقا تورو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده…. یک دفه بلند شد
گفت: شی پیچیده ؟ شی موی تو ؟ هوا سرد بید کاپشنمه از جلو پوشیدم سینم
سرما نخوره …. !!!
جوان ثروتمند و پند عارف
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
آب شور
مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استجابت دعا
مردی از میان جمع بلند شد و
گفت:
”چه کنیم که دعایمان مستجاب شود؟”
حضرت پاسخ داد: با زبانی دعا کنید که با آن گناه نکرده باشید.
مرد متعجب و ناراحت گفت: یا رسول الله (ص) همه ما زبانی آلوده به گناه
داریم!
حضرت فرمودند : زبان تو برای تو گناه کرده است نه برای برادر تو .
پس زبان تو نسبت به برادرت بیگناه است و زبان او نسبت به تو .
برای یکدیگر دعا کنید تا مستجاب شود . . .
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم
دانشجویی
سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید
آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسیدآیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟
دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده
باشد؟
برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با
قاطعیت گفتبا این وصف خدا وجود ندارد.
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست
تا صحبت کند. استاد پذیرفت.
دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید:
آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت
کردند.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی
چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو
چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد..
تصور کنید بانکی دارید که در
آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت
دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی
میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟
هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک
زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان
میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.
ارزش یک سال را دانشآموزی که مردود شده میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس بهدنیا آورده میداند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه میداند،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر
بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.
عاشقانه ترین داستان
پیرمردی صبح زود از خانهاش
خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد
میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا
زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری
شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد
و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل را پرسیدند.
پیرمرد گفت...
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با او
میخورم. نمیخواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت:
خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم
نمیشناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز
صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی
گفت: اما من که میدانم او چه کسی است...!
داستان “مسافرکش”
مسافرکش بدون مسافر داشته می رفته، کنار
خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می
کنه. مسافر روی صندلی جلو می نشینه. یه دقیقه بعد مسافر از راننده
تاکسی می پرسه: آقا منو می شناسی؟ راننده می گه: نه…
راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه
عقب می نشینه. مسافر مرد دوباره از راننده می پرسه: منو می شناسی؟
راننده می گه: نه. شما؟ مسافر مرد می گه: من عزرائیلم. راننده می گه:
برو بابا! اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانمه از عقب به راننده می گه :
ببخشید آقا شما دارین با کی حرف می زنین؟ راننده تا اینو می شنوه ترمز
می زنه و از ترس فرار می کنه…
بعد زنه و مرده با هم ماشین رو می دزدند!
بنابر گزارش یکی از مسوولین ، یک موسسه ی اسلامی در پاریس ، عده ای سعی دشاتند مسجد "ابوبکر صدیق" واقع در "دوبوس" را به آتش بکشند.
بنابر گزارش یکی از مسوولین ، یک موسسه ی اسلامی در پاریس ، عده ای سعی دشاتند مسجد "ابوبکر صدیق" واقع در "دوبوس" را به آتش بکشند.
عبدالله زکری گفت : این مکان توسط شهرداری برای ساخت مسجد تعیین شده بود ، و افراد مهاجم نتوانستند به مسجد درحال ساخت آسیبی برسانند ولی یکی از ماشینهایی که حامل مواد اولیه ی ساخت مسجد بود بکلی در آتش سوخت.
قابل ذکر است در سال 2010 حداقل 109 تعدی و تجاوز به مساجد بصورت رسمی در موسسات قضایی فرانسه ثبت شده است.islamworldnews.com)
در چه سنی می توان کودک را با اعتقاد به خدا آشنا کرد؟
o قبل از اینکه با فرزندتان درباره خدا صحبت کنید، فضایی را برای او فراهم ازید تا حضور خدا را در آن احساس ند. زمانی که قادر ه درک داستان ها و دریافت اشعار آموزنده و تماشای کتاب های مصور شد، اموزش درباره خدا را برای او شروع کنید.
o
· آیا برای معرفی کردن خدا به فرزندمان،خود نیز باید فردی مذهبی باشیم؟
o خدا فراتر از ادیان است، چرا که آمال هر انسان و تفکری است. عده ای او را وجودی می دانند که باید عبادتش کنند. عده ای دیگر او را کمال صفات شایسته می دانند. تفاوتی ندارد که اعتقادات مذهبی شما چگونه است. حتی اگر فردی مذهبی- سنتی نیستند، درباره خدا با فرزندتان صحبت کنید.
· من اگر اعتقادی به خدا ندارم، چگونه می توانم به سوالاتی که فرزندم درباره خدا دارد، پاسخ دهم؟
o تحقیقات نشان می دهند که تمامی انسان ها به تصویری از خدا قائل هستند؛ همان طور که تصویری نیز از مظهر بدی ها دارند. اگر فرزندتان به وجودی قائل ست که مظهر و کمال خوبی هاست و دیگران او را خدا می نامند، می توانید با استفاده از همین الفاظ درباره خدا با او گفت و گو کنید.
نام گذاری اهمیتی ندارد. همه انسان ها به هستی و واقعیتی اذعان دارند، اما تعاریف آنها از این وجود با یکدیگر متفاوت است. خداوندی که مظهر کمال خوبی هاست، برای انسان واقعی تر و قابل اتکاتر است تا خدایی که فقط در الفاظ و مفاهیم مجرد ذهنی جای دارد.
· آیا می توانیم کودکانی با وجدان تربیت کنیم بدون این که درباره خدا با آن ها سخن بگوییم؟
o معنویت و دین یکسان نیستند، هر چند که ادیان واقعی در خدمت معنویت هستند. معنویت، توجه به پدیده ها فراتر از هویت ظاهری و مادی آن هاست؛ اندیشیدن درباره جوهر وجودی پدیده هاست؛ کشف نیروهایی مانند امید، حیرت، شوق، نوع دوستی و اعتماد در وجود انسان است. معنویت از طریق طبیعت، هنر، موسیقی، ادبیات، روابط اجتماعی و مذهب و دین قابل آموزش است. شما می توانید با استفاده از هر یک از راه های یاد شده، رشد معنوی فرزندتان را محقق سازید. البته استفاده از همه آنها کارآیی بیشتری خواهد داشت.
یادگیری درباره خدا از طریق ادیان یکی از مؤثرترین راه های رشد معنوی انسان است. چرا که اعتقادات مذهبی انسجام دارند و در طول زمان کارایی خود را نشان داده اند. محافل مذهبی، اشعار، مکان های مقدس و مناسک دینی، همه پشتیبان اعتقادات مذهبی هستند. همچنین جامعه ی مذهبی به ایشان هویت می بخشد.
· اگر والدین اعتقادات دینی متفاوتی داشته باشند، آموزش فرزندشان چگونه باید باشد؟
o برخی والدین ترجیح می دهند که اعتقادات خود را برای فرزندشان مطرح کنند و به او فرصت انتخاب بدهند. برخی دیگر به دلیل اختلافات اعتقادی که با هم دارند، تصمیم می گیرند اصولا" درباره اعتقادات دینی با فرزندشان سخن نگویند. عده ای دیگر سعی می کنند اختلافات اعتقادی خود را به نفع یکی از طرفین و یا به سمت اعتقادی سوم حل کنند و به وحدت برسند تا فرزندشان دچار مشکلات فکری نشود و از آموزش اعتقادی واحدی برخوردار باشد. والدین می بایستی قبل از اتخاذ هر یک از راه حل های یاد شده، در مورد آن ها با هم صحبت کرده و آگاهانه تصمیم گیری کنند. بهتر است وقتی کودک به سن نوجوانی رسید، کم کم او را به سمت تصمیم گیری مستقل برای خودش هدایت کنند.
· چه چیزی سبب می شود که فرزندمان علاقه ای به یادگیری درباره ی خدا نداشته باشد؟
o عوامل متعددی در این عدم تمایل دخالت دارند: دوستان؛مشاهده اشخاص مذهبی که انسان های ناشایستی هستند؛ این تصور که ادیان فقط درباره بایدها و نبایدها سخن گفته و آزادی انسان را محدود می کنند؛ترس از خدا به دلیل بدرفتاری کسانی که سرپرستی او را در خانه و مدرسه بر عهده دارند؛ ذهنی بودن خدایی که به او معرفی شده؛ عدم تأثیر خدای ذهنی در زندگی روزمره او؛ عدم استجابت دعاهای او و غیره. شما باید تلاش کنید علت اصلی عدم تمایل او را یافته و آن را حل کنید تا انگیزه و کشش یادگیری در او احیا شود.
· اگر فرزندمان از خدا وحشت دارد چه باید بکنیم؟
o برای افراد مذهبی، خداوند مورد احترام است و ترس از خدا امری مقدس تلقی می شود. به بیانی دیگر، آن ها دوست ندارند به خداوند و خواست او بی توجهی بشود، ولی خدا ترسی و خضوع ممکن است برای یک کودک تبدیل به وحشت از خدا شود. معمولا"، والدین وحشت از خدا را در کودک ایجاد می کنند.
آن ها خدا را به صورت جباری شکنجه گر برای فرزندشان ترسیم کرده و سخت گیری و رفتار خشونت آمیز معلم یا والدین نیز موجب ترس او از هر قدرت نیرومندتر از وی خواهد شد. ابتدایی ترین تصویری که کودکان از خدا دارند، معمولا" انعکاسی از تصویر آنها درباره والدین یا معلمان آنهاست.
سعی کنید تصویر منفی او را از خدا اصلاح کنید. رحمانیت، بخشندگی و مهربانی خدا ر ا به او نشان دهید، به نحوی که خدا را یاور خود بداند و مجازات را ناشی از انتخاب های غلط و ناشایست خود تلقی کند، نه ناشی از جبار بودن خدا. سعی کنید اوقات نیایش و عبادت را برای خودتان و او لذت بخش و جذاب کنید.
پر رو بازی
یه
کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که
میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندارمیگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!
چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره
باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در
هواپیما میبرن که بندازنش بیرون
خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!
نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی
کنید
آیا
میدانید: کانادا یک واژه هندی به معنی روستای بزرگ می باشد.
آیا میدانید: مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هردو ناشنوا بوده اند.
آیا میدانید: ده درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل می
دهند.
آیا میدانید: از هر ۱۰ نفر یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی می کند.
آیا میدانید: یک اسب در طول یک سال ۷ برابر وزن بدن خود غذا مصرف می
کند.
آیا میدانید: رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمی گردد.
آیا میدانید: روشنائی قرص کامل ماه برابر هلال ماه می باشد.
آیا میدانید: یک خرس قادر است با سرعت یک اسب بدود.
آیا میدانید: اسب ها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.
آیا میدانید: کانگرو ها قادرند ۳ متربه سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو
بپرند.
آیا میدانید: گونه ای از خر گوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری
کند.
آیا میدانید: دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند.
آیا میدانید: سالا نه ۵۰۰ فیلم در امریکا و ۸۰۰ فیلم در هند ساخته می
شود.
آیا میدانید: تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس می
باشد.
آیا میدانید: موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند.
آیا میدانید: فیل ها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب ۲۵۰ کیلو گرم یونجه مصرف
کنند.
آیا میدانید: جغد ها قادر به حرکت دادن چشمان حود در کاسه چشم نمی
باشند.
آیا میدانید: هشتاد درصد امواج مایکرو ویو تلفنهای همراه بوسیله سر جذب
می شوند.
آیا میدانید: قدفضا نوردان هنگامی که درفضا هستند ۵ تا ۷ سانتیمتر بلند
ترمیگردد.
آیا میدانید: بلژیک تنها کشوری است که فیلمهای غیراخلاقی را سانسورنمی
کند.
آیا میدانید: موزپرمصرف ترین میوه کشورامریکا است.
آیا میدانید: درتمام انسانها ی کره زمین ۹۹۹ % شباهت ژنتیکی وجود دارد.
آیا میدانید: قلب انسان بطورمتوسط ۱۰۰ هزارباردرسال میتپد.
آیا میدانید: سطح شهر مکزیک سالانه ۲۵ سانتی متر نشست میکند.
آیا میدانید: پنجاه درصد جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن
استفاده نکرده اند.
آیا میدانید: در هر ۵ ثانیه یک کامپیوتر در سطح جهان به ویروس آلوده می
شود.
آیا میدانید: ظروف پلاستیکی ۵۰هزارسال طول میکشدتادرطبیعت شروع به
تجزیه شدن کند.
آیا میدانید: موشهای صحرائی سالانه ۱/۳ منابع وذخائرعذائی جهان رانابود
می سازند.
آیا میدانید: عمرسنجاقکها تنها ۲۴ ساعت است.
آیا میدانید: پلنگها قادرند تا ارتفاع ۵ متر به بالا بپرند.
آیا میدانید: اغلب ماره ها دارای ۶ ردیف دندان می باشند.
آیا میدانید: نود درصد سم مار ها از پروتئین تشکیل شده است.
آیا میدانید: دو سوم آدم رباییهای جهان در کلمبیا به وقوع می پیوندد.
آیا میدانید: سرود اصلی کشور یونان منشکل از ۱۵۸ بیت می باشد.
آیا میدانید: تمساح ها قادرندآرواره های خود را با نیرو ی ۱۳۰۰ کیلو
گرم ببندند
یک داستان جالب و آموزنده
اعجاز قرآن
به نوشته روزنامه الجزیره چاپ عربستان، اعضاى این گروه پژوهشى که در زمینه فعل و انفعالات یک پروتئین در مغز فعالیت مى کردند، از دریافت نتیجه تحقیقات پزشک مسلمان دکتر ابراهیم خلیفه که با استناد به قرآن تهیه شده بود، شگفت زده شدند و با اذعان به اعجاز قرآن در این زمینه، اسلام آوردند.
به نوشته روزنامه الجزیره، اعضاى این گروه پژوهشی، در مورد ماده «میثا لونیدز» نوعى پروتئین که در مغز انسان و حیوان تولید مى شود - به دو محصول زیتون و انجیر رسیدند که خداوند در قرآن به آنها قسم خورده است. این ماده براى انسان بسیار اهمیت دارد و توانایى کاهش کلسترول را دارد و تقویت قلب و اعتماد به نفس در انسان را عهده دار است.
براساس این گزارش، مغز انسان به تدریج ازسن 51 سالگى تا 53 سالگى تولید آن را آغاز مى کند و سپس تولید آن کم کم کاهش مى یابد و تا 06 سالگى متوقف مى شود و به این خاطر دستیابى به این ماده به سهولت میسر نیست. محققان در این زمینه تلاش خود را بر روى نباتات براى بدست آوردن آن متمرکز کردند،
بنابر این یک گروه ژاپنی، این ماموریت را برعهده گرفت تا جست وجو در مورد این ماده شگفت انگیز را آغاز کند، چرا که این ماده از نظر دانشمندان نقش بسزایى در از بین بردن عوارض پیرى در انسان به عهده دارد. این دانشمندان ژاپنى پس از تلاش هاى بسیار، دریافتند که ماده اى که به دنبال آن هستند فقط و فقط در «انجیر» و «زیتون» وجود دارد.
این در حالى است که خداوند منان در کتاب آسمانى قرآن گفته :
« والتین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین، لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم »
دانشمندان ژاپنى در ادامه یافته هاى خود متوجه شدند، استخلاص این ماده از انجیر یا زیتون امکان پذیر است، اما بدون مخلوط کردن آن، چیزى را که جست وجو مى کنند، امکان پذیر نیست.
به نوشته این روزنامه عربستانى آنها متوجه شدند که باید ماده بدست آمده را به نسبت یک در هفت (یک انجیر در 7 زیتون) مخلوط کنند تا نتیجه بهتر را به دست آورند. که در همین حال دکتر طه ابراهیم خلیفه که قبلا در مورد انجیر و زیتون به پژوهش در قرآن پرداخته بود، نتایج تحقیقات خود را به این گروه ژاپنى ارسال کرد.
براساس پژوهش این پزشک مسلمان عربستانى در قرآن فقط یک بار از انجیر یاد شده است در حالى که 7 بار از زیتوندانلود سخنرانی دکتر عبدالواحد محمد صالح در باره حج و معجزات آن
از بدخواهت کمک بگیر!
مرد برنج فروشی بود که به درس
های شیوانا بسیار علاقه داشت. اما به خاطر شغلی که داشت مجبور بود
روزها در بازار مشغول کار باشد و شب ها نیز نزد خانواده برود. روزی این
مرد نزد شیوانا آمد و به او گفت:" در بازار کسی هست که بدخواه من است و
اتفاقا مغازه اش درست مقابل مغازه من است. او عطاری داشت اما از روی
کینه و دشمنی برنج هم کنار اجناسش می فروشد و دائم حرکات و سکنات من و
شاگردان و وضع مغازه ام را زیر نظر دارد و اگر اشتباهی انجام دهیم
بلافاصله آن را برای مشتریان خود نقل می کند. از سوی دیگر به خاطر نوع
تفکرم اهل آزاردادن و مقابله مثل نیستم و دوست هم ندارم با چنین شخصی
درگیر شوم. مرا راهنمایی کنید که چه کنم!؟"
شیوانا با لبخند گفت: اینکه آدم بدخواهی با این سماجت و جدیت داشته
باشد ، آنقدرها هم بد نیست!! بدخواه تو حتی بیشتر از تو برای بررسی و
ارزیابی و تحلیل تو و مغازه ات وقت گذاشته است و وقت می گذارد. تو وقتی
در حال خودت هستی او در حال فکر کردن به توست و این یعنی تو هر لحظه می
توانی از نتیجه تلاش های او به نفع خودت استفاده کنی.
من به جای تو بودم به طور پیوسته مشتریانی نزد عطارمی فرستادم و از او
در مورد تو پرس و جو می کردم. او هم آخرین نتیجه ارزیابی خودش در مورد
کم کاری شاگردان یا نواقص و معایب موجود در مغازه ات را برای آن مشتری
نقل می کند و در نتیجه تو با کمترین هزینه از مشورت یک فرد دقیق و نکته
سنج استفاده بهره مند می شوی! بگذار بدخواه تو فکر کند از تو به خاطر
شرم و حیایی و احترام و حرمتی که داری و نمی توانی واکنش نشان دهی ،
جلوتر است. از بدخواهت کمک بگیر و نواقص ات را جبران کند. زمان که
بگذرد تو به خاطر استفاده تمام وقت از یک مشاور شبانه روزی مجانی به
منفعت می رسی و عطار سرانجام به خاطر مشورت شبانه روزی مجانی و بدون
سود برای تو سربراه خواهد شد. نهایتا چون تو بی نقص می شوی، و از همه
مهم تر واکنش ناشایست نشان نمی دهی، او نیز کمال و توفیق تو را تائید
خواهد کرد و دست از بدخواهی برخواهد داشت.