یا
میدانستید که مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند
؟
آیا میدانستید که یک خرس
بالغ قادر است با سرعت یک اسب بدود ؟
آیا میدانستید که
اسبها قادرند در حالت ایستاده بخوابند ؟
آیا میدانستید که
کرگدنها قادرند سریعتر از انسانها بدوند ؟
آیا میدانستید که
کانادا یک واژه هندی به معنی "روستای بزرگ" میباشد ؟
آیا میدانستید که
۱۰ درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل میدهند ؟
آیا میدانستید که
۱۱ درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل میدهند ؟
آیا میدانستید که
از هر ۱۰ نفر، یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی میکند ؟
آیا میدانستید که
۹۸ درصد وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است ؟
آیا میدانستید که
یک اسب در طول یک سال ۷ برابر وزن بدن خود غذا مصرف میکند ؟
آیا میدانستید که
رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمیگردد ؟
آیا میدانستید که
قلب والها تنها ۹ بار در دقیقه میتپد ؟
آیا میدانستید که
چیتا قادر است در حداکثر سرعت خود گامهایی به طول ۸ متر بر دارد ؟
آیا میدانستید که
شامپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها
نمیتوانند ؟
آیا میدانستید که
عمر سنجاقکها تنها ۲۴ ساعت میباشد ؟
آیا میدانستید که
مدت زمان گردش سیاره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور
خورشید میباشد ؟
آیا میدانستید که
کانگوروها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند ؟
آیا میدانستید که
قلب میگو در سر آن واقع است ؟
آیا میدانستید که
دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند ؟
آیا میدانستید که
سالانه ۵۰۰ فیلم در امریکا و ۸۰۰ فیلم در هند ساخته می شود ؟
آیا میدانستید که
آدولف هیتلر گیاهخوار بوده است ؟
آیا میدانستید که
تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون کور رنگ میباشند ؟
آیا میدانستید که
عمر تمساح بیش از ۱۰۰ سال میباشد ؟
آیا میدانستید که
تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس میباشند ؟
آیا میدانستید که
موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟
آیا میدانستید که
فیلها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب و ۲۵۰ کیلو گرم یونجه مصرف کنند ؟
آیا میدانستید که
جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمیباشند ؟
آیا میدانستید که
80 درصد امواج مایکرو ویو تلفنهای همراه بوسیله سر جذب میگردد ؟
آیا میدانستید که
قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند ۵ تا ۷ سانتی متر بلندتر میگردد ؟
آیا میدانستید که
بلژیک تنها کشوری است که فیلمهای غیر اخلاقی را سانسور نمیکند ؟
آیا میدانستید که
موز پر مصرف ترین میوه کشور امریکا میباشد ؟
آیا میدانستید که
در تمام انسانهای کره زمین ۹۹٫۹ درصد شباهت ژنتیکی وجود دارد ؟
آیا میدانستید که
98.5 درصد از ژنهای انسان و شامپانزه یکسان میباشند ؟
آیا میدانستید که
قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد ؟
آیا میدانستید که
لئوناردو داوینچی مخترع قیچی میباشد ؟
آیا میدانستید که
سطح شهر مکزیک سالانه ۲۵ سانتی متر نشست میکند ؟
آیا میدانستید که
در هر ۵ ثانیه یک کامپیوتر در سطح جهان به ویروس آلوده میگردد ؟
آیا میدانستید که
اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند ؟
آیا میدانستید که
۹۰ درصد سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است ؟
آیا میدانستید که
موشهای صحرایی سالانه ۱/۳ منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند ؟
آیا میدانستید که
۲/۳ آدم رباییهای جهان در کلمبیا به وقوع می پیوندد ؟
آیا میدانستید که
۲/۳ اعدامهای جهان در کشور چین بوقوع می پیوندد ؟
آیا میدانستید که
سرود اصلی کشور یونان متشکل از ۱۵۸ بیت میباشد ؟
آیا میدانستید که
تمساح ها قادرند آرواره های خود را با نیروی ۱۳۰۰ کیلو گرم ببندند ؟
آیا میدانستید که
یک گاو بطور متوسط سالانه ۲ هزار و ۳۰۰ گالن شیر تولید میکند ؟
آیا میدانستید که
سگهای شهری بطور متوسط ۳ سال بیشتر از سگهای روستایی عمر میکنند ؟
آیا میدانستید که
در امریکا سالانه ۱۵ نفر بر اثر گاز گرفتگی توسط سگها جان خود را از
دست میدهند ؟
آیا میدانستید که
70 درصد فقرای جهان را زنان تشکیل میدهند ؟
آیا میدانستید که
نور خورشید ۸٫۵ دقیقه طول میکشد تا به زمین برسد ؟
آیا میدانستید که
خودروسازی بزرگترین صنعت در جهان میباشد ؟
آیا میدانستید که
در هر ۲ هفته یک زبان در جهان منقرض میگردد ؟
آیا میدانستید که
پلنگها قادرند تا ارتفاع ۵ متری به بالا بپرند ؟
آیا میدانستید که
خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می توانند بدون برگشتن اشیاء پشت
سر خود را ببینند ؟
آیا میدانستید که
هر یک لیتر بنزین معادل بیســت و سه و نیم تــــن گیاهان مدفون شده در
قرنها پیش است ؟
آیا میدانستید که
زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد ؟
آیا میدانستید که
جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند ؟
آیا میدانستید که
گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه ؟
آیا میدانستید که
روباهها همه چیز را خاکستری می بینند ؟
آیا میدانستید که
اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون هستند ؟
آیا میدانستید که
خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به
زمین می فرستد ؟
آیا میدانستید که
گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا
محدودی باقی می ماند ؟
آیا میدانستید که
حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است ؟
آیا میدانستید که
تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی رفت ؟
آیا میدانستید که
هر ۵۰ ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟
آیا میدانستید که
وزن اسکلت انسان بالغ سیزده تا پانزده کیلوگرم است ؟
آیا میدانستید که
خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می ایستد حدود سه متر است ؟
آیا میدانستید که
زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند ؟
آیا میدانستید که
مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین پانزده درصد از حجم مغز انسان عادی
بزرگتر بود ؟
آیا میدانستید که
تنها چیزی که در اسید حل نمی شود الماس است ؟
آیا میدانستید که
هنگام صحبت برای بیان هر کلمه هفتاد و دو ماهیچه به کار گرفته می شود ؟
آیا میدانستید که
اگر تکثیر باکتری تا بیست و چهار ساعت ادامه یابد، توده دو تنی از یک
باکتری بوجود می آید ؟
آیا میدانستید که
یک میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد ؟
آیا میدانستید که
خرسها موجوداتی چپ دست هستند ؟
آیا میدانستید که
ون گوگ در طول حیات خود تنها یکی از نقاشیهای خود را بفروش رساند ؟
آیا میدانستید که
سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز
کند ؟
خدایا !
رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد
،قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند
،نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنند
دانلود جزوه آموزش دستورات لینوکس
فقر و ثروت
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه
کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند،
چقدر فقیر هستند.
آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه
بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه
بود؟پسر پاسخ داد:
عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد:
بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و
بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا.
ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.
ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن
حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم
پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم
به مردم مسلمان سومالی کمک کنیم
«محمد عبدالرحمن» کارشناس مسائل سیاسی سومالی قحطی و خشکسالی فعلی کشور سومالی که باعث مرگ چندین هزار کودک شده است را خشکسالی کم نظیر در این کشور خواند و گفت: تاریخ سومالی همانند این خشکسالی را کم دیده است و تنها در سال 1990 مشابه این حوادث را تجربه کرده است.
* کودکان سومالیایی رها شده در کنار جاده در انتظار مرگ
* شلاق گرسنگی و سرما باعث تسریع مرگ و میر در سومالی عبدالرحمن شرایط فعلی سومالی را به علت قحطی و درگیری مسلحانه مصیبتبار
خواند و گفت:هم اکنون صدها هزار آواره در اردوگاهها منتظر رسیدن کمکهای
انساندوستانه ملتهای جهانی هستند بویژه اینکه در ماه مبارک رمضان نیز
هستیم.
۲۴ ساعت از زندگی ( بعضی) دخترها چگونه می گذرد؟؟؟!!!
5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!
شنبه : همون لحظه ای که
وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم هر جا که می رفتم اونو می دیدم
یک بار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد
گفت : ببخشید
من که می دونم
منظورش چی بود تازه ساعت 9:30 هم که داشتم بورد را می خوندم اومد و پشت
سرم شروع به خوندن بورد کرد آره دقیقا می دونم منظورش چیه اون می خواد
زن من بشه
بچه ها می گفتن
اسمش مریمه
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
یک شنبه : امروز ساعت 9 به
دانشکده رفتم موقع تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می
گفتن و می خندیدن تازه به من گفت آقا میشه شیشه پنجرتون رو ببندین من
که می دونم منظورش چی بود اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه
مث روز معلوم بود
که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش راستیتش منم از اون
بدم نمی آد
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم
ازدواج کنم
دوشنبه : امروز به محض
اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم بعد از کلاس مینا یکی از
همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست من که می دونم منظورش چی بود حتما مینا
هم علاقه داره با من ازدواج کنه راستیتش منم از مینا بدم نمیآد
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم
سه شنبه : امروز اصلا روز
خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا فقط یکی از من
پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست ؟
من که می دونم
منظورش چیه ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود
حتما استقلالیه وقتی که جریان رو به دوستم گفتم به من گفت : ای بابا !
بدبخت منظوری نداشته ولی من می دونم رفیقم به ارتباطات بالای من با
دخترا حسودیش می شه
حالا به کوری چشم
دوستم هم که شده هر جور شده با این یکی هم ازدواج می کنم
چهار شنبه : امروز وقتی که
داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به
دانشگاه ما اردو اومدند یکی از دخترای اردو از من پرسید : ببخشید آقا
دانشکده پرستاری کجاست ؟ من که می دونستم منظورش چیه اما تو کاردرستی
خودم موندم که چه طور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا
کرده حیف اسمش رو نفهمیدم راستیتش
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و
باهاش ازدواج کنم طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه
پنج شنبه : یکی از دوستهای
هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد من که می دونستم از
این نوشابه خریدن منظورش چیه می خواد که من بی خیال مینا بشم راستیتش
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم
جمعه : امروز صبح در خواب
شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رومی دیدم عجب شکوهی و
عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم و.... مادرم یک هو
از خواب بیدارم کرد و گفت برم چند تا نون بگیرم وقتی تو صف نانوایی
بودم دختر خانمی از من پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه ؟ من که
می دونم منظورش چی بود اما عمرا باهاش ازدواج کنم
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی
بیاد خیلی خوشم نمیاد
شنبه : امروز صبح زود از
خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اودم که راه بیفتم مادرم گفت : نمی
خواد دانشگاه بری امروز جواب نوار مغزت آماده ست برو از بیمارستان بگیر
مسئولیت پذیری
یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود، تعریف کرده است که روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد.
داستان
جالبی از یک وزیر که میخواست صبح شنبه یک متن سخنرانی تهیه کند. زنش
به خرید رفته بود. باران میآمد و پسر کوچک او بیحوصله و ناآرام بود و
سرگرمی نداشت. بالاخره وزیر با ناامیدی مجلهای برداشت و آن را ورق زد
تا به عکس رنگی بزرگی رسید. نقشهی جهان بود. آن را از مجله کند، پاره
پاره کرد و به زمین ریخت و گفت:
«جانی، اگر بتوانی این تکهها را کنار هم
بگذاری 25 سنت به تو میدهم.»
وزیر فکرمیکرد این کار کلی وقت جانی را پر میکند، ولی 10
دقیقه بعد در اتاق مطالعهاش را زدند. جانی بود با پازل درست شده در
دستش. وزیر از اینکه پسرش به این زودی تکهها را کنار هم گذاشته و
نقشه را کامل کرده بود، تعجب کرد.
او پرسید: «چطوری توانستی این قدر سریع تمامش کنی؟»
پسر جواب داد: «آسان بود. پشت صفحه عکس یک مرد بود. یک تکه کاغذ
برداشتم و در پایین عکس گذاشتم و بعد کاغذ دیگری برداشتم و در بالای
عکس قرار دادم. میدانستم که اگر تصویر مرد را درست کنم، نقشهی دنیا
هم درست میشود.»
وزیر لبخندی زد و 25 سنت به او داد و گفت: «این طوری موضوع سخنرانی
مرا هم مشخص کردی:
«اگر انسان درست بشود، دنیا نیز درست خواهد
شد.»
آیـــا میدانید؟
آیا می دانید یک گالن روغن سوخته، می
تواند تقریبا 1 میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند.
آیا می دانید خوردن 1 سیب اول صبح،
بیشتر از قهوه باعث دورشدن خواب آلودگی می شود.
آیا می دانید قدیمی ترین آدامسی که
جویده شده، متعلق به 9000 سال پیش بوده است.
آیا می دانید اسکیموها هم از یخچال
استفاده می کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن.
آیا می دانید جویدن آدامس هنگام
خردکردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.
آیا می دانید در 4000 سال قبل، هیچ
حیوانی اهلی نبود.
آیا می دانید به طور متوسط روزانه 12
نوزاد به خانواده ها اشتباه داده می شوند.
آیا می دانید هیچ کس نمی داند چرا
صدای اردک ها اکو نمی شود.
آیا می دانید سس کچاپ در سال 1830 به
عنوان یک دارو به فروش می رفته است.
آیا می دانید لئوناردو داوینچی 10
سال طول کشید تا لب های مونالیزا را نقاشی کند.
زوج خوشبخت!
من زوج خوشبخت و موفقی را در این دنیا میشناسم که مدتهاست بدون
کوچکترین مشکلی، رابطهشان ادامه دارد و هیچوقت هم با هم دعوا و
بزن بزن نمیکنند !!
یک روز از این زوج موفق سوال کردم:
دلیل موفقیت شما در چیست؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمیکنید!!؟
آقاهه پاسخ داد: ببین! من و خانمم از روز اول، حد و حدود خودمان را
مشخص کردیم و قرار شد خانم بنده، فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار
نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا، فقط در مورد مسائل کلی
نظر بدهم!
گفتم: چه خوب! آفرین! زندهباد رفیق! تو آبروی همهی ما مردها را
خریدهای! من بهت افتخار میکنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چی
هست!!؟
آقاهه گفت: از روز اول قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی
نظر بده و تصمیم بگیره
مسائل بیاهمیتی مثل این که ما چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی
کنیم، کی خانه بخریم، ماشینمان چه باشد
چی بخوریم، چی بپوشیم و با کی رفت و آمد کنیم و ...
گفتم: اِ!!! من که رسمن هنگ کردم رفیق!
پس اون مسائل کلی که تو در موردش نظر میدی، چی هست!!؟
آقاهه گفت: من فقط در مورد مسائل بوسنی و هرزگوین، نوسانات دلار،
قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر میدهم!!
درسی زیبا از ادیسون
ادیسون در سنین پیری پس از
کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را
تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد…
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن
شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون
اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی
بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر
ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع
پیرمرد رسانده شود…
پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و
لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال
تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است
و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در
بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از
شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها
را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به
علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی
زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی
در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست
پسرم؟!! پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و
تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!! چطور میتوانی؟! من تمام
بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از
دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می
کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار
نخواهد شد…! در
مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع
این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی
داشت!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و
همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان
نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
وقتی آتش از زمین میبارد!
باید راهی جنوبی ترین جادههای کشور شوید و از رامهرمز به سمت رود زرد بروید تا بتوانید عجیب ترین کوه ایران را از نزدیک ببینید. کوهی آتشین که هر لحظه در خود میسوزد و شعله ور است!
جنوبیها کوه آتشین رامهرمز را «تشکوه» مینامند. نامی که از وضعیت همیشه سوزان این کوه برگرفته شده و از گاز و گوگردی حکایت میکند که زیر آفتاب داغ این شهر شعله ور میشوند.
توجیه زمین شناسانه ماجرا این است که گازهای هیدرکربوری از عمق زمین به سطح میآیند و در حین عبور از لایههای مختلف زمین از هر درز و شکافی که در سطح زمین وجود داشته باشد، به بیرون شعله ور میشوند. آنقدر که اگر در شب گذارتان به تشکوه بیفتد، کوه را روشن و سوزان خواهید دید و البته به احتمال زیاد این تنها شما نیستید که برای دیدن شگفت انگیزترین کوه ایران، از خواب شبانه تان زده اید! تشکوه هر شب گردشگران زیادی را به جاده میکشاند تا جاذبههای خود را برایشان نمایش دهد.
اما شاید جالب تر از آتش تشکوه، ویژگی خاصی باشد که در نزدیکی این کوه دیده میشود. شما در مجاورت این آتش نمی توانید آتش دیگری روشن کنید و این به دلیل وجود گازهای فراوان در منطقه است!
برای رسیدن به تشکوه باید به شرق رامهرمز سفر کنید و تا 6 کیلومتری روستای ماماتین در جاده رامهرمز ــ ابوالفارس پیش بروید. جایی در مسیر خیجه و ماماتین و درست بعد از روستای گنبد لران. با این حال توصیه ما این است که در جادههای گرم و کشدار این منطقه، به راهنمایی یکی از محلیها اعتماد کنید و از آنها بخواهید شما را تا رسیدن به تشکوه هدایت کنند. به خصوص که در مسیرتان هیچ تابلویی برای نشان دادن مکان این کوه وجود ندارد و همین سردرگمتان خواهد کرد.
کوه سوخته
از تشکوه که دیدن کردید، میتوانید بار و بندیلتان را برای دیدن کوه دیگری در نزدیکی امیدیه ببندید و راهی غاجاری شوید تا کوه سوخته را از نزدیک ببینید. کوهی که از لابه لای خاک و سنگهای سیاه رنگ و سوخته آن آتش زبانه میکشد و دود سیاهی بلند میشود؛ آنقدر که فضای اطراف و شعلهها هم سیاه رنگ به نظر میرسند!
چقدر خنده داره که یک ساعت
عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی یک تیم
فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 50 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه،
اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه
ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خواهیم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم
چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون
حرفهای صدتا یه غاز بزنیم هیچ مشکلی نداریم! تازه وقت هم کم میاریم.
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه
لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم
دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده
خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب دعا سخته
اما خوندن 100 صفحه از یه کتاب رمان آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه
رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل مسجد یا جایی که راجع
به خدا و دین و روز قیامت سخنرانی می کنند تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در
برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو
آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم و برای
همدیگه هم با آب و تاب تعریف می کنیم اما سخن خدا و قرآن رو به سختی
باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا
کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به
دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را
فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنویم کلی در مورد گفتن
و یا نگفتن اون فکر می کنیم! و آخر سر هم بی خیالش می شیم!
خنده داره ؟ اینطور نیست؟!
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گزار باشید که او
خدای خوب و مهربون و دوست داشتنی ای است.
خنده داره؟ ...... یا تاسف آوره؟
رمضان ماه نزول قرآن و ماه طاعت و عبادت آمد . فرا رسیدن این ماه مبارک را به همه ی شیفتگان و دوست داران الله تبریک و تهنیت عرض می کنم. نویسنده وبلاگ : یعقوب مصطفائی