X
تبلیغات
رایتل
به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مورد پسندتان باشد

زندگی هر روز وهر لحظه مارا به آزمون می کشد.اگر میخواهید در این آزمون
موفق شوید،خواست خدا را بپذیرید.بگذاریید خواست خدا راهنمایی تان
کند.خواسته های آن کس که اراده خدا را دنبال می کند با خواست خدایکی می
شود.چنین فردی فقط آرزومند آن چیزی است که خدا میخواهد.این امر نخست
دردناک است به نظر می رسداما با گذشت زمان انسان در می یابد آنچه را
آزمونی شقاوتمند می پنداشت،فقط آمادگی ملاطفت آمیزی برای انجام کاری شگفت
انگیز بوده است.

همه امور را به خدا بسپار
روز گاری مرد پیری زندگی می کرد که می دانست عمرش به پایان رسیده است.پس
فرزندانش را صدا کرد و گفت:«من هیچ ثروتی ندارم که به شما بدهم،اما چهار
قانون زندگی را به شما هدیه می کنم.اگر بر مبنای آنها زندگی کنید از
شادترین مردم خواهید بود و شادمانی همه آن چیزی است که بشر به آن نیاز
دارد».
این چهار قانون کدام است؟
نخست،هیچ گاه از آنچه دیگران می گویند نترسید.«دیگران» منحصرا در ترس و
تصور شما وجود دارند.تنها،کاری که انجام می دهید به حساب می آید.به هر
آنچه درست به نظر می رسد عمل کنید؛آن را در حضور زنده خداوند انجام دهید
و به خود بگویید:
دیگران حرف می زنند،چه می گویند؟بگذار حرف بزنند.
دوم،به دنبال چیز هایی مادی نباشید.شما تصور می کنیدکه صاحب انها
هستید.در حقیقت آنها صاحب شما هستند.هر بیشتر مال اندوز ی کنید،آزادی شما
کمتر می شود.هیچ گاه آزادی خود را تسسلیم نکنید وبه هر چه در زندگی پیش
می اید      خوشامد گویید.
سوم،چیزهای جدی را آسان بگیرید وچیزهای آسان را جدی بگیرید.این چیزهای
کوچک است که به حساب می اید.
چهارم،هر وقت می توانید بخندید.همیشه ابتدا به خود بخندید وسپس به
دیگران،در مورد هر کس چیز خنده داری وجود دارد.از وابستگی وتعلقات رها
باشید.و از داشتن تقصیر و عیب نترسید.
بله خنده گونه ای تقویت کننده جسم،ذهن و روح است.پاک کننده ای خشک است که
شما را از درون پاک می کند.روزی که نخندید،در واقع به هدر رفته
است.ویکتور هوگو گفته است:«خنده خورشیدی است که زمستان را از چهره آدمی
بیرون می راند.»وجرج سانتایانا زمانی گفت:«جوانی که هرگز نگریسته، وحشی
است و پیری که هرگز نخندیده، احمق است.»وبه نظر من «جوانی که هرگز اشک
نریخته است،می بایست با عاشقان خدا همنشین شود وپیری که هرگز نخندیده است
می بایست همنشین جوانان شود